در سالهای اخیر، رودخانه زایندهرود که زمانی به عنوان محور حیات و توسعه در فلات مرکزی ایران شناخته میشد، به نشانه بحران منابع آب کشور بدل شده است. از کاهش شدید ذخیره آب در سدها گرفته تا اعتراض کشاورزان برای تعیین زمان بازگشایی رودخانه و هشدار کارشناسان درباره فرونشست زمین نشان میدهد بحران آب دیگر فقط گزارش آماری نیست، بلکه تهدیدی اجتماعی و اقتصادی بوده که زندگی میلیونها انسان را تحت تأثیر قرار داده است.
اگرچه بارشهای اخیر امید را در دل بسیاری از هموطنان برای عبور از خشکسالی زنده کرد، اما منصور شیشهفروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان میگوید: حجم ذخیره سد زایندهرود به حدود ۵۱۰ میلیون مترمکعب رسیده و ذخیره فعلی نسبت به دوره بلندمدت نه تنها ۴۴درصد کاهش را نشان میدهد بلکه تنها ۴۰درصد حجم سد زایندهرود در حال حاضر پر است. هرچند کاهش بارش و خشکسالی یکی از عوامل کمآبی است، اما بررسی اظهارنظرهای مسئولان و تحلیلگران داخلی نشان میدهد برداشتهای خارج از سهم و مدیریت ناکارآمد منابع آب سهم چشمگیری در عمیق شدن بحران دارد.
لبان دوخته اراضی کشاورزی به زایندهرود
در سالهای اخیر کشاورزان اصفهان بارها خواستار مشخص شدن زمان بازگشایی زایندهرود برای ادامه کشتهای خود شدهاند؛ چرا که نبود برنامه شفاف برای تأمین آب موجب افزایش تنشها میان بهرهبرداران شده است.
این در حالی است که مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان در خصوص بازگشایی رودخانه زایندهرود گفته تعیین زمان بازگشایی آب به صنف کشاورزی واگذار شده است.
صنف کشاورزی باید زمان پیشنهادی خود را مشخص و به کارگروه سازگاری با کمآبی اعلام کند و پس از آن شرکت آب منطقهای در چارچوب مصوبات این کارگروه نسبت به دریافت مجوز و اجرای بازگشایی رودخانه اقدام خواهد کرد.
به گفته مهدی جمالینژاد، استاندار اصفهان در نشست شورای اداری این استان، مشکل زایندهرود تنها به «تخصیص آب» محدود نمیشود بلکه نیازمند مدیریت دقیقتر برداشتها در بالادست است تا سهم ذینفعان پاییندست حفظ و این برداشت کنترل شده نیز تثبیت شود.
برداشتهای اضافه؛ تهدیدکننده سهم حقابهداران
بر اساس گزارشهای منتشر شده، یکی از مشکلات اصلی در حوضه زایندهرود، برداشتهای بیش از حد مجاز و بدون نظارت از منابع آب سطحی و زیرزمینی است. کارشناسان حوزه آب بارها هشدار دادهاند مدیریت ناپایدار و ضعف در نظارت بر چاهها و پمپاژها سبب شده سهم تعیین شده ذینفعان بهویژه کشاورزان پاییندست تضییع شود و تعادل منابع و مصارف بههم بخورد.
کارشناسان آب نیز در رسانهها تأکید کردهاند نبود مدیریت یکپارچه حوضهای از مهمترین چالشهای ایجاد بحران کنونی است. بدون سازوکار هماهنگ میان مناطق بالادست و پاییندست حوضه، برداشت اضافه در یک نقطه به کاهش سهم کشاورزان و صنایع و حتی محیط زیست در نقاط دیگر منجر میشود. در ادامه به بخشی از مهمترین پیامدهای فقدان آب در زایندهرود اشاره شده است.
پیامدهای مستقیم برای کشاورزی؛ از بذر تا محصول
بخش کشاورزی یکی از بخشهایی است که بیش از همه از کمآبی و برداشتهای اضافه آسیب دیده است. کشاورزان پاییندست استان اصفهان بارها در گفتوگو با رسانهها از کاهش سهم آب خود و دشواری برنامهریزی برای کشت و برداشت محصول سخن گفتهاند. الگوی مصرف پرآب، روشهای سنتی آبیاری و محدودیت منابع موجب شده کشاورزان نتوانند برنامهریزی بلندمدت برای کشت خود داشته باشند و با خطر جدی کاهش درآمد و امنیت معیشتی روبهرو شوند.
یکی از کارشناسان بخش کشاورزی درباره اهمیت تداوم جریان آب برای برنامهریزی کشت به مهر گفته است «بیثباتی تخصیص آب امکان تنظیم الگوی کشت پایدار را از کشاورزان سلب کرده است» و این عوامل مشوق مهاجرت روستاییان و رهاسازی زمینهای زراعی شدهاند.
علاوه بر این، کارشناسان معتقدند اصلاح الگوی کشت بهخصوص حرکت از محصولات آببر به محصولات کمآببر و توسعه سامانههای آبیاری نوین از جمله راهکارهایی است که باید در کنار مهار برداشتهای غیرمجاز اجرا شود تا فشار بر منابع آب کاهش یابد.
صنعت؛ نگران تأمین پایدار آب
صنعت یکی دیگر از بخشهایی است که وابستگی شدیدی به منابع آب دارد. کارخانجات بزرگ در استان اصفهان برای ادامه فعالیت به تأمین مستمر آب نیاز دارند و هر گونه بیثباتی در این زمینه میتواند به کاهش تولید، افزایش هزینههای عملیاتی و در نهایت تهدید اشتغال منجر شود. این موضوع در گزارشهای رسانهای داخلی بسیار مورد اشاره قرار گرفته و مسئولان صنعتی نیز از ناامنی تأمین آب برای بخش تولید گلایه داشتهاند.
برخی از نمایندگان مجلس نیز گفتهاند برای کاهش فشار بر منابع داخلی، طرحهایی مانند انتقال آب از منابع دیگر مطرح است، اما تنها تأمین منبع جدید بدون کنترل مصرف و نظارت دقیق نمیتواند بحران را حل کند.
گردشگری؛ از جاذبه ملی تا تهدید فرصت اقتصادی
رودخانه زایندهرود علاوه بر نقش زیربنایی در کشاورزی و صنعت، یکی از مهمترین قطبهای گردشگری استان اصفهان نیز هست. جریان آب در زیر پلهای تاریخی مانند سیوسهپل و پل خواجو سالها یکی از جذابیتهای مهم گردشگری شهری بوده است. این گردشگری نهتنها ارزش فرهنگی و تاریخی دارد، بلکه سهم مهمی در اقتصاد محلی ایفا میکند.
خشکی مستمر رودخانه در فصلهایی از سال موجب شده گردشگران کمتری به این مناطق سفر کنند و فعالان گردشگری در رسانهها اظهار کردهاند نبود آب در بستر رودخانه موجب کاهش بازدیدکنندگان و درآمد فعالیتهای مرتبط با گردشگری شده است.
فرونشست، اراضی را تهدید میکند
یکی از مهمترین پیامدهای کاهش جریان رودخانه، پدیده فرونشست زمین است که به گفته مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اصفهان به یکی از جدیترین تهدیدهای محیط زیستی این استان تبدیل شده است.
داریوش گل علیزاده میگوید: خشک شدن زایندهرود و ادامه بحران آب، فرونشست زمین را تشدید کرده و حتی آب شرب را نیز در آستانه تهدید قرار داده است؛ او همچنین بیان کرده تداوم این وضعیت میتواند به نابودی کامل تالاب گاوخونی و تشدید ریزگردها منجر شود.
این اظهارنظر با تأکید بر نقش زایندهرود در تغذیه سفرههای آب زیرزمینی همراه است؛ بسیاری از کارشناسان محیط زیست معتقدند وقتی جریان دائمی رودخانه قطع شود، توان آبیاری سفرههای زیرزمینی کاهش یافته و سطح آبخوانها افت میکند که نتیجه آن نشست و فروچالههای گسترده در زمینهای کشاورزی و حتی مناطق شهری است.
افزایش حجم برداشت برای جبران کمبود آب سطحی موجب کاهش فشار سفرههای زیرزمینی و نشست تدریجی زمین شده، موضوعی که فراتر از سادهترین ابعاد کمآبی است.
کارشناسان و زمینشناسان هشدار دادهاند فرونشست زمین میتواند به زیرساختهای شهری، بناهای تاریخی و حتی بناهای مسکونی آسیب جدی وارد کند. افزایش شیب نشست میتواند پایههای ساختمانها را تضعیف، ترکخوردگی ایجاد و ایمنی عمومی را تهدید کند؛ موضوعی که در گزارشهای تحلیلی رسانهها نیز به آن اشاره شده است.
جامعه و محیط زیست؛ دو بازنده بزرگ
بحران زایندهرود پیامدهای اجتماعی گستردهای نیز دارد؛ کشاورزان با کاهش محصول و کاهش توانایی تأمین معیشت خود مواجه شدهاند، صنایع با ناامنی تأمین آب روبهرو هستند و فعالان گردشگری کاهش فعالیتهای اقتصادی را تجربه میکنند، اما گروهی که شاید کمتر شنیده میشود، بخش محیط زیست است؛ اکوسیستم رودخانه و تالاب گاوخونی که در انتهای مسیر رودخانه قرار دارد، بیش از همیشه در خطر نابودی قرار گرفته است. کارشناسان محیط زیست تأکید کردهاند حفظ جریان آب برای تالاب و محیط زیست حائز اهمیت است، زیرا خشک شدن این اکوسیستم میتواند منجر به افزایش گردوغبار، کاهش زیستگاههای طبیعی و تخریب اکولوژیکی گسترده شود، موضوعی که پیامدهایی فراتر از مرزهای استانی دارد.
بحرانی که فراتر از خشکسالی است
مرور اظهارنظرهای مسئولان و کارشناسان نشان میدهد بسیاری بر ضرورت بازگشت به مدیریت علمی و یکپارچه حوضه آبریز تأکید دارند. این رویکرد مستلزم تعیین سهم دقیق و شفاف بخشهای کشاورزی، صنعت، شرب و محیط زیست، تقویت نظارت بر برداشتها، نصب سامانههای هوشمند برای پایش برداشتها و برخورد قاطع با تخلفات است. کارشناسان همچنین بر این باورند بدون مشارکت ذینفعان و ایجاد اعتماد میان جوامع محلی، اجرای سیاستهای محدودکننده با مقاومت مواجه خواهد شد. از این رو، شفافیت در اطلاعات تخصیص آب و جلب مشارکت عمومی میتواند نقش بسیاری در موفقیت برنامههای مدیریت آب داشته باشد.
در پاسخ به بحران، مسئولان استان و کشور بارها از اقدامهای مدیریتی سخن گفتهاند؛ از جمله توسعه سامانههای پایش برخط آب، افزایش همکاری میان نهادهای مربوط و تلاش برای تعیین سهم شفاف آب بخشها. یکی از راهکارهایی که در رسانههای داخلی به آن اشاره شده، پایدارسازی برنامههای آبرسانی به کشاورزی و توزیع هدفمند آب بر اساس الگوی کشت و نیاز واقعی ذینفعان است تا از اتلاف و برداشتهای بیرویه جلوگیری شود.
همچنین تأکید بر نظارت بر برداشتهای آب و ساماندهی چاهها و منابع آبی، به همراه مشارکت کشاورزان، صنایع و جوامع محلی بهعنوان راهکاری برای بازگرداندن توازن میان منابع و مصارف مطرح شده است.
بحران زایندهرود اکنون بیش از کاهش بارش و خشکسالی صرف است؛ این بحران به چالشی ساختاری برای مدیریت منابع آب در ایران تبدیل شده و پیامدهای آن در کشاورزی، صنعت، گردشگری و محیط زیست بهوضوح قابل مشاهده است. از افت ذخیره سدها تا هشدار درباره فرونشست زمین، از اعتراضهای کشاورزان تا نگرانی فعالان صنعت و گردشگری همه حکایت از این دارد که راهحلهای کوتاهمدت پاسخگو نیستند.
حال که مسئولان درباره ابعاد مختلف این بحران سخن گفتهاند و برخی برنامههای مدیریتی را نیز مطرح کردهاند، مورد نیاز امروز این است که این برنامهها به صورت عملیاتی، شفاف و با مشارکت همه ذینفعان اجرا شود تا زایندهرود دوباره به نماد زندگی و توسعه بدل شود نه اینکه یادآور کمبودها و تنشهای آب باشد.





نظر شما